در این میان، مش الیافی (مش فایبرگلاس یا توری) بهعنوان شبکه تقویتکننده در بستر ملات، نقش کلیدی در توزیع تنشهای کششی و جلوگیری از گسیختگی ناگهانی دیوار ایفا میکند. اما عملکرد این سیستم وابسته به صرف حضور شبکه نیست؛ بلکه نوع الیاف، نحوه آرایش آنها، سازگاری با محیط سیمانی و کیفیت درگیری با ملات تعیینکننده رفتار نهایی دیوار خواهند بود.
بنابراین شناخت ضوابط مرتبط با خود شبکه الیافی، پیش از پرداختن به جزئیات اجرا، اهمیت اساسی دارد. این ضوابط مشخص میکنند که شبکه چگونه باید انتخاب شود تا بتواند تنشهای ایجاد شده در سطح دیوار را جذب و پخش کرده و از تمرکز ترک و جداشدگی لایهها جلوگیری کند.
در ادامه، الزامات مرتبط با ساختار شبکه، ویژگیهای مصالح و شرایط لازم برای عملکرد صحیح این سیستم بررسی میشود تا معیار مناسبی برای تشخیص کاربرد صحیح توری فایبرگلاس در مهار دیوارهای غیر باربر ارائه گردد.
ساختار و رفتار مکانیکی شبکه الیاف در مسلحسازی دیوار
شبکه الیاف زمانی میتواند نقش تقویتی خود را در دیوار ایفا کند که بهصورت سیستم انتقال نیرو عمل کند، نه صرفا یک لایه پوششی. به بیان دیگر، مش الیافی قرار نیست جایگزین ملات یا مصالح دیوار باشد، بلکه وظیفه آن کنترل تنشهای کششی و هدایت آنها در سطحی گستردهتر است تا از تمرکز تنش و ایجاد ترکهای موضعی جلوگیری شود.

رفتار شبکه در انتقال تنش
دیوار غیر باربر تحت بارهای خارج از صفحه، رفتار خمشی پیدا میکند. در این وضعیت یک سمت دیوار تحت کشش و سمت دیگر تحت فشار قرار میگیرد. مصالح بنایی و ملات در برابر فشار عملکرد قابل قبولی دارند اما در کشش بسیار ضعیف هستند. شبکه الیاف دقیقا در همین نقطه وارد عمل میشود.
الیاف با درگیر شدن در ملات، نیروهای کششی را جذب کرده و آنها را در طول و عرض دیوار توزیع میکند. این توزیع باعث میشود ترکها بهصورت ناگهانی و پیوسته ایجاد نشوند و انرژی وارد شده به دیوار به تدریج مستهلک گردد. بنابراین عملکرد شبکه بیشتر به رفتار آن در سطح دیوار وابسته است تا مقاومت موضعی یک نقطه خاص.
اهمیت دو راستا بودن شبکه
برای آنکه تنشها تنها در یک مسیر حرکت نکنند، شبکه باید در دو جهت متعامد قادر به انتقال نیرو باشد. اگر تقویت فقط در یک راستا انجام شود، ترکها در جهت عمود بر آن آزادانه گسترش پیدا میکنند و دیوار عملا به صفحات باریک و جداگانه تقسیم میشود. حضور الیاف در هر دو جهت باعث میشود دیوار مانند یک پوسته پیوسته رفتار کند و تنشها در سطح گستردهتری پخش شوند.
در این حالت شبکه بهجای اینکه مانع ترک شود، آن را کنترل میکند؛ یعنی ترکهای ریز و متعدد جایگزین ترکهای عمیق و جداکننده میشوند. این تغییر الگوی ترکخوردگی همان هدف اصلی مسلحسازی دیوار است.
پیوستگی شبکه با ملات
عملکرد شبکه زمانی فعال میشود که بین الیاف و ملات اتصال موثر برقرار باشد. اگر ملات نتواند درون ساختار شبکه نفوذ کند، الیاف قبل از جذب نیرو از سطح جدا میشوند و سیستم عملا بدون عملکرد خواهد بود. بنابراین نقش ملات تنها پوشاندن الیاف نیست، بلکه ایجاد پیوند مکانیکی بین دیوار و شبکه است.
به همین دلیل، کیفیت درگیری ملات با شبکه یکی از عوامل تعیینکننده در کارایی کل سیستم محسوب میشود؛ زیرا انتقال نیرو در این روش از طریق تماس مستقیم ملات و الیاف صورت میگیرد، نه از طریق اتصال مکانیکی مجزا.
ویژگیهای الیاف مناسب برای محیط سیمانی و ضرورت مقاومت در برابر قلیا
شبکه الیاف زمانی میتواند به عنوان یک جز تقویتی پایدار در دیوار عمل کند که در طول عمر بهرهبرداری، خواص مکانیکی خود را حفظ نماید. از آنجا که مش الیافی در تماس مستقیم با ملات سیمانی قرار میگیرد، شناخت رفتار الیاف در محیط قلیایی اهمیت اساسی دارد.

ماهیت قلیایی ملات سیمانی
ملاتهای پایه سیمانی دارای محیطی با قلیائیت بالا هستند. این ویژگی شیمیایی بخشی طبیعی از فرآیند هیدراتاسیون سیمان است. با این حال، همین شرایط میتواند برای برخی الیاف شیشهای مخرب باشد. در صورت استفاده از الیاف معمولی، واکنش تدریجی با محیط قلیایی باعث افت مقاومت کششی، کاهش پیوستگی ساختاری و در نهایت تضعیف شبکه تقویتی خواهد شد.
کاهش مقاومت الیاف در چنین شرایطی ممکن است در کوتاهمدت محسوس نباشد، اما در بازه زمانی بهرهبرداری ساختمان، به کاهش کارایی سیستم مسلحسازی منجر میگردد. بنابراین دوام شیمیایی شبکه، به اندازه مقاومت اولیه آن اهمیت دارد.
الزام استفاده از الیاف شیشه مقاوم به قلیا
به منظور جلوگیری از تخریب تدریجی الیاف، استفاده از الیاف شیشه مقاوم به قلیا (AR-Glass) ضروری است. مش فایبر گلاس مقاوم به قلیا شبکهای از الیاف شیشهای است که در محیطهای سیمانی با pH بالا مقاومت کافی دارد و دچار خوردگی یا تخریب نمیشود. این الیاف برای تقویت ملات و مهار دیوارهای غیر باربر بهکار میرود و دوام و استحکام سازه را افزایش میدهد. ترکیبات موجود در ساختار این نوع الیاف، مقاومت آن را در برابر محیط قلیایی افزایش میدهند و از افت شدید خواص مکانیکی در طول زمان جلوگیری میکنند.
نکته مهم این است که مقاومت به قلیا باید در ذات الیاف وجود داشته باشد، نه صرفا از طریق پوششهای سطحی موقت تامین شود. هرچند برخی پوششهای محافظ میتوانند تا حدی سرعت تخریب را کاهش دهند، اما جایگزین ویژگی ذاتی الیاف مقاوم به قلیا نیستند.
شاخصهای ارزیابی کیفیت الیاف
برای اطمینان از عملکرد مناسب مش الیافی در مهار دیوارهای غیر باربر، بررسی برخی شاخصهای کیفی ضروری است، از جمله:
- مقاومت کششی الیاف و پایداری آن در محیط قلیایی
- مدول الاستیسیته و رفتار تنش–کرنش
- یکنواختی ساختار شبکه و توزیع الیاف در دو راستا
- دوام در آزمونهای قرارگیری در محیط شبیهسازیشده قلیایی
این شاخصها کمک میکنند تا شبکه انتخابشده صرفا از نظر ظاهری مناسب نباشد، بلکه از نظر عملکرد بلندمدت نیز قابل اطمینان باشد.
ارزیابی کیفی مش الیاف و آزمونهای شناسایی ویژگیها
برای آنکه مش الیافی بتواند در مهار دیوار غیر باربر عملکرد قابل اطمینان داشته باشد، بررسی ظاهری آن کافی نیست. شبکه الیاف یک محصول سازهای محسوب میشود و باید از نظر ساختار، دوام و رفتار مکانیکی مورد ارزیابی قرار گیرد. آزمونهای شناسایی، امکان اطمینان از یکنواختی محصول و پایداری آن در محیط ملات سیمانی را فراهم میکنند.

تعیین نمره نخ
این بررسی نشان میدهد نخهای تشکیلدهنده شبکه چه میزان جرم و تراکم الیافی دارند. یکنواخت بودن نخها در کل شبکه اهمیت زیادی دارد، زیرا اختلاف در مشخصات نخها باعث میشود تنش در سطح دیوار بهطور یکنواخت توزیع نشود. در چنین حالتی بخشی از شبکه زودتر وارد مرحله گسیختگی شده و عملکرد تقویتی شبکه کاهش پیدا میکند. بنابراین تعیین نمره نخ در واقع کنترل یکنواختی ماده اولیه شبکه است.
تعیین دانسیته
دانسیته بیانگر مقدار الیاف موجود در واحد سطح شبکه است. این ویژگی مشخص میکند که شبکه تا چه اندازه قادر به درگیری موثر با ملات خواهد بود. اگر تراکم الیاف کم باشد، انتقال نیرو بهصورت موضعی انجام میگیرد و امکان ایجاد ترکهای متمرکز افزایش مییابد. در مقابل، دانسیته مناسب باعث ایجاد لایه تقویت پیوسته روی دیوار و توزیع بهتر تنشها میشود.
آزمون مقاومت به قلیا
هدف این آزمایش بررسی دوام شیمیایی الیاف است، نه صرفا مقاومت اولیه آن. از آنجا که شبکه در تماس مستقیم با ملات سیمانی قرار دارد، پایداری آن در محیط قلیایی بسیار تعیینکننده است. در این آزمون، رفتار الیاف در محیطی شبیه به شرایط ملات بررسی میشود تا مشخص گردد ساختار آن در طول زمان دچار افت خواص نمیشود.
تعیین مقاومت کششی و مدول الاستیسیته قبل و بعد از آزمون مقاومت به قلیا
این آزمون مشخص میکند شبکه تحت بار کششی چگونه تغییر شکل میدهد و چه مقدار نیرو را قبل از گسیختگی تحمل میکند. مقاومت کششی نشاندهنده ظرفیت تحمل نیرو و مدول الاستیسیته بیانگر میزان تغییر شکلپذیری شبکه است. ترکیب مناسب این دو ویژگی باعث میشود دیوار بهجای شکست ناگهانی، رفتار تدریجی و قابل کنترل داشته باشد. در این مرحله، مقاومت کششی الیاف پس از قرار گرفتن در محیط قلیایی دوباره اندازهگیری میشود. مقایسه نتایج قبل و بعد از قرارگیری در محیط قلیایی نشان میدهد آیا الیاف در طول زمان پایدار میمانند یا ظرفیت باربری خود را از دست میدهند. این آزمون در واقع شبیهسازی شرایط بهرهبرداری واقعی دیوار است و نقش مهمی در ارزیابی دوام سیستم دارد.
مقاومت کششی مشخصه و الزامات اجرایی
برای عملکرد صحیح مش الیافی در دیوارهای غیر باربر، مقاومت کششی مشخصه شبکه باید حداقل 1200 نیوتن بر 5 سانتیمتر عرض باشد. این مقدار باید با توجه به شرایط پروژه محاسبه شود و هرگز نباید کمتر از حداقل تعیینشده باشد.
ضخامت لایه سیمانی روی شبکه معمولا بین 15 تا 20 میلیمتر انتخاب میشود تا درگیری کافی بین ملات و الیاف ایجاد شود.
نسبت مناسب سیمان و سنگدانه نیز اهمیت دارد و باید به گونهای باشد که انتقال نیرو و پیوستگی شبکه به بهترین شکل انجام گیرد. در صورت نیاز به پوشش محافظ، این لایه نباید مانع عملکرد شبکه شود و میزان الیاف در هر دو سمت دیوار باید مطابق با جداول استاندارد و طراحی پروژه رعایت شود.
نتیجهگیری
استفاده از مش الیافی در مهار دیوارهای غیر باربر باعث افزایش مقاومت کششی، کنترل ترکهای سطحی و دوام بلندمدت دیوار میشود. رعایت الزامات مربوط به مقاومت کششی مشخصه، ضخامت لایه سیمانی و نسبت مصالح، همراه با انتخاب صحیح شبکه و بررسی آزمونهای کیفی، تضمین میکند که دیوار تحت بارهای واقعی و شرایط محیطی عملکردی ایمن و قابل پیشبینی داشته باشد. به این ترتیب، سیستم مسلحسازی سطحی دیوار نه تنها از آسیبهای موضعی جلوگیری میکند، بلکه یکپارچگی و ایمنی کلی سازه را نیز بهبود میبخشد.

